گروه موفقیت زینیز | زینیز،موفقیت،فروش

موفقیت ترسناک
چکیده

526 بازدید دوشنبه ۱۳ اسفند ۱۳۹۷

تجربه ی یک موقعیت جدید ترسناک است.
یک ناحیه ی ناشناخته. فرض کنید همیشه در فقر زندگی میکردید، حالا تجربه¬ی موقعیتی جدید میتونه براتون ترسناک باشه. اگر ثروتمند و پولدار باشید چطور باید رفتار کنید؟ با چه چالش های بزرگتری باید روبرو بشید؟ آیا رفتار آدم ها با شما تغییر میکنه؟ رابطه تون با دوست های قدیمی تون چطور میشه؟ دوستان جدیدی که قراره در کنارتون قرار بگیرن چه کسانی هستند و رابطه ی شما با اون ها چطور خواهد بود و ده ها سوال مشابه که برای شما پیش میاد و ورود به یک مرحله ی جدید از زندگی رو که قبلا تجربه نکردید براتون ترسناک تر جلوه میده.


 
چه باید کرد؟

اما در هر صورت تغییر اجتناب ناپذیر است اگر حتی شما هم تمایلی به تغییر نداشته باشید باز هم اتفاق می افتد. پس نگرانی ها نمی توانند گره ای از مشکلات باز کنند. دنیا و تمام چیزهایی که در آن هستند دائما در حال حرکت و تغییر می¬باشند. اگر شما خودتان تغییر را انتخاب نکنید و با آن همراه نشوید تغییری پیش پای شما قرار داده خواهد شد که شاید تمایلی به آن نداشته باشید ولی اینبار مجبور هستید از آن پیروی  کنید و خودتان را با آن وفق دهید.
اگر تغییر را آگاهانه انتخاب نکنید، نا خودآگاه تان برایتان این کار را خواهد کرد.

مثل همه بودن ودر جمعیت گم شدن خیلی راحت تر از متمایز بودن است.
متمایز بودن، بار مسئولیت را سنگین تر میکند. درهای انتقادات جدید از سمت دیگران را باز میکند اما بیشتر انسان ها ترجیح میدهند مانند بقیه باشند تا انتظارات خوشان و دیگران از آن ها به شدت کاهش پیدا کند. این در واقع نوعی گول زدن خودمان است و استفاده نکردن از تمام موهبت هایمان.
در نتیجه از تغییرات مثبتی که به موفقیت منجر میشوند گریزان میشویم.
یادگیری و موفقیت اغلب با درد همراه است و ما طاقت این درد را نداریم.

 

 

همه ما اولین روزهایی که دوچرخه سواری رو یادگرفتیم رو به خاطر داریم. بارها زمین خوردن و زخمی شدن دست و پایمان شاید در آن روزها دردآور بوده باشد، اما امروز تقریبا یادمان نیست چند بار زمین خوردیم و زخمی شدیم تا این مهارت را بیاموزیم حتی اثری از زخم هایمان هم باقی نمانده است. اما مهارت دوچرخه سواری همیشه با ماست.
روزهای اولی که به مدرسه میرفتیم شاید برای بعضی از ما با اشک و ناراحتی جدایی از خانواده همراه بوده باشد. اما بعید است امروز پس از گذشت سال ها همچنان یادآوری آن اتفاقات آزارمان دهد. اما مهارت خواندن و نوشتن همواره با ما باقیست.

درد و رنج از بین میرود اما گوهری که در آن¬ها نهفته است برای همیشه باقی میماند.
 

برچسب هایی که ترسمون رو باهاش توجیه میکنیم:

  •     دیگران خوششون نمیاد
  •     ممکنه دوستامو از دست بدم
  •     شاید نتونم از پسش بربیام
  •     همه ازم در مورد تغییر میپرسن و نمیدونم چه جوابی بهشون بدم
  •     اگر نتونم موفق بشم بقیه بهم میخندن
  •     ممکنه بهم تهمت بزنن که حتما از راهی غیراخلاقی یا غیراصولی به موفقیت رسیدم

 

نشانه های ترس از موفقیت:

ممکن است با خودمان یا دیگران درباره ی موفقیتمان یا هدفمان با تردید صحبت کنیم.
اگر افراد یک جامعه را اجزای یک خانه در نظر بگیرید، افراد موفق جامعه و تاثیرگذارن، ستون های آن خانه هستند. ستون بودن تا حدودی ممکن است ترسناک باشد.

ما ذاتا متمایل به انجام دادن کاری هستیم که هیچ ریسک و خطری در آن وجود ندارد مثلا تصمیم میگیریم یک کار مهم انجام دهیم اما خودمان را با برنامه های تلوزیون سرگرم کنیم یا به گردش برویم و یا تلفن را برداریم و به دوستمان زنگ بزنیم و یا به شبکه های اجتماعی سر بزنیم و وقتمان را بگذرانیم.
چرا؟ چون این کار را به دفعات فراوان انجام داده ایم و میدانیم که هم لذت بخش هستند و هم به خوبی از عهده ی آنها برمی آییم و هم نیازی نیست برای انجام دادنش خیلی به سختی بیفتیم.


حالا چه کنیم؟

همین امروز یه کاری که از انجامش وحشت داری یا حوصله¬ی انجامش رو نداری ولی میدونی برای رسیدن به موفقیت باید انجامش بدی رو انجام بده. منظورم همین حالا هست.
بعد از اینکه این مقاله رو خوندی.
خوندنی رو زیاد خوندیم و شنیدنی رو زیاد شنیدیم. بشر امروز از عمل نکردن به دانسته هاش رنج میبره.


نویسنده: امیر برین


برچسب ها: موفقیت تغییر

مقالات مشابه

گفتگو با مروارید

کودکان بهترین آموزگاران موفقیت

تغییر را از چه زمانی آغاز کنیم؟


نظر خود را بنویسید